السيد حامد النقوي
445
عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي )
بلكه ادلهء ساطعهء كثيرهء موفوره و براهين قاطعهء وفيرهء غير محصوره مبطل و موهن آنست و ثانيا ادعاى اعلميت ثلاثه از صحابه كه بخلافت نرسيدند باطل محض و فاسد صرفست و هر كه بر سيرت صحابه و واقعات ايشان نظرى و لو غير غائر انداخته باشد به خوبى مىداند كه حضرات ثلاثه هرگز قابل آن نيستند كه احدى از ارباب انصاف ايشان را معاذ اللَّه از حضرت سلمان و ابو ذر و مقداد و عمار و ابن عباس و حذيفه و ابن مسعود و أبى بن كعب و ابو الدرداء و جابر بن عبد اللَّه انصارى و ابو سعيد خدرى و امثال ايشان اعلم وانموده مسلك جرات و جسارت پويد بلكه لائق اينهم نمىباشند كه منصفى ايشان را از معاذ بن جبل و ابو هريره و زيد بن ثابت و اضرابهم اعلم گويد بلكه هر كه ادنى بهرهء از تتبع اخبار و آثار دارد بر او كالشمس فى كبد السماء هويدا و آشكارست كه از حضرات ثلاثه اصلا ظهور آثار عالميت نشده فضلا عن تحقق الاعلمية بلكه بر عكس آن دلائل جاهليّت و شواهد اجهليتشان بيش از بيش ظاهر و متحقق گرديده و به حمد اللَّه اعترافات صريحه و صحيحهء خودشان درين باب كافى و وافيست و ستقف على ذلك فيما بعد انشاء اللَّه الجليل بالتفصيل الجميل ثالثا ادعاى مقيّد ماندن ثلاثه تا بحيات خود بامر خلافت نفعى به حال بنبانى نمىرساند و موجب گلو خلاصى شان نمىشود زيرا كه امر خلافت مانع از افاده و افاضه و ظهور آثار علميه نيست و تعليم علوم و احكام و تبيين حلال و حرام بخلائق و انام بهترين وظائف و اشغال و اعمال خليفهء رسول ربّ منعام مىباشد پس اگر حسب زعم بنبانى ثلاثه از ديگر صحابه اعلم بودند چون نائل بمرتبهء خلافت شدند مىبايست كه بنهايت انشراح صدر به اين مهم قيام نمايند ليكن حيف كه ايشان به اين سو هرگز التفات ننمودند و چرا التفاتى به اين مطلب مىكردند حال آنكه عارى بحت و معراى محض از علم بودند و همه تن اهتمام شان در جلب حطام دنيا بود و بس و چگونه امر خلافت را مانع افاده و افاضه و ظهور آثار علميه توان گفت حال آنكه حالات جناب امير المؤمنين عليه السّلام پيش نظر هر ناظر موجودست مگر نمىبينى كه آن جناب روحى له الفداء با وصفى كه در زمان خلافت ظاهرى خود متصل مشغول بحروب عظيمه و مجاهدات فخيمه ماند مگر اصلا از افاده و افاضه ممنوع نشد و همواره آثار علميه از آن جناب مثل انوار شمس مضيئه ساطع و لامع بود و لقد صدق ضرار